ج. مترجمان
قسمتي بزرگ، ميتوان گفت بزرگترين قسمت، از نيروي فكري در قرون وسطا، به جاي آفرينشهاي فكري تازه، مصروف انتقال ارزشهاي معنوي پيشينيان ميشد. در نتيجه، فعاليت مترجمان داراي اهميت بيشتري است. براي توضيح دقيقتر اين مطلب كافي است انسان بهيكي از كشورهاي جهان امروز كه هنوز داراي اوضاع قرون وسطايي باشد، مثلاً به اتيوپي، سفر كند؛ مورخي كه بخواهد تاريخ پيشرفت فكري آن كشور را در دو سه سدهٴ اخير، تشريح كند، ناچار است ببيند كدام آثار علمي تدريجاً به زبان اَمْهَري ترجمه شده است. البته معلومات خارجي ممكن است از راههاي مختلف در اتيوپي معرفي شده باشد، ولي اگر همچنانكه خيلي محتمل بهنظر ميسد، بهوسيلهٴ مترجمان معرفي شده باشد، تاريخ اين ترجمهها اهميت خاصي پيدا خواهد كرد. اين رويداد دقيقاً در عصر مورد بحث ما، اتفاق افتاد. بيشتر معلوماتي كه در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم، در دسترس قرار گرفت، از پژوهشهاي تازه و مستقل به دست نيامد، بلكه حاصل ترجمهٴ آثار خارجي، بهويژه عربي بود.
بنابراين، پس از توصيف كوتاه رويدادهاي ديني، يعني آنچه براي برانگيختن فضاي روحي لازم بود، كار بعدي ما گفتگو از مترجمان بزرگ و ارائهٴ تصويري كلي از آثارشان است. بيشك، از برخي از اين مترجمان بار ديگر در فصلهاي مربوط به علوم خاص سخن خواهم گفت؛ هدف فعلي، ذكر آنان به طور كلي است و نشان دادن اينكه چقدر كار كردند. ما شاهد معرفت و فرهنگي خواهيم بود كه از ظرفي به ظرف ديگر ريخته ميشد.
اين مترجمان چندان زياد بودند كه آنان را بايد به گروههاي متعددي تقسيم كرد. طبيعيترين كار طبقهبندي آنان بر حسب زبان است. با مهمترين گروه شروع ميكنيم، سپس بهترتيب اهميت از گروه دوم گفتگو ميكنيم، و به همين ترتيب پيش ميرويم. بنابراين ترجمهها را بهترتيب زير مرتب كردهايم: عربي بهلاتيني، يوناني بهلاتيني، عربي بهعبري، عبري بهلاتيني، سلتي بهلاتيني، لاتيني به فرانسوي. اين ذكر مختصر، پيچيدگي مبادلات فرهنگي را نشان ميدهد، ولي نبايد فراموش كنيم كه در عصر مورد بحث ما ترجمههاي گروه اول ــ از عربي بهلاتيني ــ از مجموع ترجمههاي ديگر بسيار مهمتر بود.
1. از عربي به لاتيني. يكي از نخستين و همچنين بزرگترين اين مترجمان يك تن انگليسي، يعني آدلارد باثي بود. او در 1126، زيج خوارزمي را كه به كوشش مَسْلَمة بن احمد مجريطي مورد بازنگري قرار گرفته بود، ترجمه كرد؛ قديميترين ترجمهٴ لاتيني اصول اقليدس ــ پانزده مقاله ــ را فراهم ساخت؛ و احتمالاً مترجم دايرةالمعارفي رياضي منسوب به خوارزمي1 است.